Farboud M, Hessam S, Vahdat S, Tofighi S. Analysis of Barriers and Facilitators of Predictive Models for Metabolic Syndrome Prevention in Iran: A Qualitative Thematic SWOT. jhbmi 2026; 13 (1) :41-52
URL:
http://jhbmi.ir/article-1-983-fa.html
فربود محسن، حسام سمیه، وحدت شقایق، توفیقی شهرام. موانع و تسهیلکنندههای مدلهای پیشبینی در پیشگیری از سندرم متابولیک ایران: یک تحلیل کیفی SWOT تماتیک. مجله انفورماتیک سلامت و زیست پزشکی. 1405; 13 (1) :41-52
URL: http://jhbmi.ir/article-1-983-fa.html
دکترای مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، دانشیار گروه مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده: (12 مشاهده)
مقدمه: سندرم متابولیک بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات متابولیک در ایران، بار مالی و درمانی سنگینی بر نظام سلامت و سازمانهای بیمهگر تحمیل میکند. مدلهای پیشبینیکننده مبتنی بر هوش مصنوعی اگرچه میتوانند ابزارهای ارزشمندی برای پیشگیری زودهنگام محسوب شوند، موفقیت آنها در گرو قابلیت پیادهسازی در بستر واقعی و عملیاتی نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف بررسی دیدگاه خبرگان حوزه سلامت درباره عوامل تسهیلگر و موانع پیشِروی پیادهسازی این مدلها در پیشگیری از سندرم متابولیک در ایران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیلی‑توصیفی و با بهکارگیری تحلیل تماتیک ششمرحلهای براون و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. روش پژوهش بهصورت ترکیبی استقرایی‑استنتاجی (hybrid inductive-deductive) طراحی گردید. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت ۱۵ خبره شامل ۶ متخصص بالینی، ۵ مدیر و سیاستگذار، و ۴ کارشناس فناوری اطلاعات سلامت در مطالعه مشارکت داشتند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و عمیق جمعآوری و با استفاده از کدگذاری دستی تحلیل شدند. همچنین، چارچوب تحلیل SWOT بهعنوان راهنمای استنتاجی برای سازماندهی و تحلیل تمها به کار گرفته شد.
یافتهها: تحلیل منجر به شناسایی ۲۰ تم اصلی شد که در چهار دسته نقاط قوت (۸ تم)، نقاط ضعف (5 تم)، فرصتها (۳ تم) و تهدیدها (4 تم) سازماندهی گردیدند. نقاط قوت عمدتاً شامل انعطافپذیری مدیریتی، توانمندسازی کارکنان و یادگیری مبتنی بر عمل بودند. نقاط ضعف شامل وابستگی به آموزشهای سنتی و نبود بازخورد مستمر، فرصتها شامل پیشرفتهای فناورانه و حمایت سیاستی، و تهدیدها شامل فشارکاری بالاو بیثباتی سیاستی بودند. چهار راهبرد اجرایی (SO، WO، ST، WT) استخراج شد که راهبردهای ترکیبی SO و WT بیشترین تأکید را داشتند.
نتیجهگیری: موفقیت مدلهای پیشبینیکننده، مستلزم تمرکز بر راهبردهای ترکیبی در سطح سازمان و سیاستگذاری کلان است. همچنین یافتههای این مطالعه میتوانند به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در سازمان بیمه سلامت ایران و نیز برنامههای ملی پیشگیری کمک شایانی نمایند.
نوع مطالعه:
پژوهشي اصیل |
موضوع مقاله:
مدیریت اطلاعات سلامت دریافت: 1405/1/5 | پذیرش: 1405/3/3